موضوع:بررسی تکالیف جلسه چهارم،ارزیابی افسردگی و مداخلات رفتاری شناختی
زمان:16الی 17
تاریخ:15/2/94
تکلیف: مداخلات رفتاری : آموزش و تمرین مهارتهای حل مسئله
مداخلات شناختی : افکار خودآیند منفی را که برای بیمار مشکل است توسط درمانگر مشخص و به چالش کشانده می شود.
مداخلات رفتاری :
حل مسئله : یکی از فنونی که در رویکردهای شناختی- رفتاری استفاده می شود،روش حل مسئله است.هدف کلی آموزش حل مسئله،آموزش و کمک به افراد در جهت کسب بینش نسبت به توانایی های خود است.با استفاده از این روش فرد می تواند از توانایی های خود برای مقابله موثر با مشکلات و مسائل زندگی روزمره خود بهره بگیرد که حل مسئله شامل 5 مرحله را با بیمار طی می کنیم
1 ( عجیب و غریب ندانستن مشکل و فرار نکردن از آن)
درمانگر : تو باید مشکلات را بخشی از زندگی روزانه خود تلقی کنی و در مقابل مشکلات و هیجانهای خود را کنترل کنی و مشکلات را چیز عجیب و غریبی ندانی.
مراجع با سرتکان دادن خود حرف درمانگر را تایید می کند
2 (تعریف مشکل)
درمانگر : آیا تو می توانی از مشکلی که داری یک تعریف مشخص و عملیاتی برای من داشته باشی
مراجع : هیچ لذتی از زندگی نمی برم و من بدشانس ترین آدم هستم و انگیزه ای برای ادامه زندگی ندارم.
3 (راه حل آشکار برای مشکل)
درمانگر : آشکارترین راه حل هایی که برای برطرف کردن مشکل خود به ذهنت می رسد را برای من بازگو کن
مراجع :من فکر کنم اگر کاری پیدا شود که من دوباره انگیزه خود را به دست بیاورم خوشحال می شوم. اگر پست قبلی را دوباره به من می دادند مشکلاتم کم تر میشد.
4 (پیدا کردن بهترین راه حل)
درمانگر : کدام از این راه حل هایی که عنوان کردی به نظر خودت بهتر است.
مراجع : یک شغلی پیدا کنم که به من ارزش بدهد و احساس رضایت کنم.
5 ( بکار گرفتن راه حل انتخاب شده)
در اینجا از مراجع خواسته میشود راه حلی که به نظرش خوب است و موثر واقع می شودرا به کار گیرد.
مداخله های شناختی :
درمانگر : خب تکالیفی که به شما جلسه قبل داده ام را انجام داده اید
مراجع تکلیف های گذشته را ارائه می دهد.
در اینجا تمام افکار خودآیند منفی که برای بیمار مشکل است توسط درمانگر به چالش کشیده می شود.
درس اول : تحلیل هماهنگی
درمانگر : آیا در طول مدتی که افسرده هستی ،زمانی بوده که حالتهای افسردگی را نداشته باشی؟
مراجع : بله زمانهایی بوده که حالت افسردگی نداشته باشم
درمانگر: در آن زمان چه تفکراتی داشته ای؟
مراجع :فکر میکردم ارزشمندم و خیلی از شغلم راضی بودم و برنامه ریزیهایی برای آینده داشتم
درمانگر: الان می توانی آن تفکرات را با باورهای مرکزی خود هماهنگ کنی.
مراجع : نه چون اون موقع ها این حس ها و افکارها را نداشتم و از خود راضی بودم.
درس دوم : تحلیل منطقی
درمانگر : در مورد تجارب خوب خود حرف بزن
مراجع : آن موقع ها خوشحال بودم و احساس قدرت می کردم
درمانگر : آن موقع ها یعنی چه زمانی و به چه علت؟
مراجع : زمانی که در اداره ام مورد تشویق قرار می گرفتم
درمانگر : پس به این صورت بایستی بگویی زمانی که در اداره ام مورد تشویق قرار گرفتم خوشحال بودم و احساس قدرت میکردم
درمانگر: خب الان نظر خودن چیست؟ قضاوت کن
مراجع : من همیشه هم بی عرضه نبودم و رفتار بقیه همیشه با من غیرمنصفانه هم نبوده زیرا چندین بار موفقیتهایی داشتم و مورد تشویق هم قرار گرفته ام
شناسایی و به چالش کشیدن افکار خودایند منفی را شروع میکنیم
زیر سوال بردن مطلق ها
مراجع : هیچ چیز با ارزشی وجود ندارد
درمانگر : هیچ؟ یعنی هیچ چیز با ارزشی وجود ندارد؟
مراجع : خب هیچ چیز که نه،چون پدر و مادر و خانواده ام با ارزش هستن
درمانگر: توجه کن که هیچ چیز تبدیل شد به خانواده ات
مراجع : فکر می کنم چیزهای باارزشی هم وجود دارد
مراجع: تمام همکارانم پارتی دارند غیر از من
درمانگر: تمام؟ یعنی تمام همکارانت پارتی دارند غیر از تو ؟
مراجع : خب تمام که نه چون من خیلی از همکارانم را نمی شناسم ولی چندنفری که می شناختم پارتی داشتند
درمانگر: توجه کن تمام تبدیل شد به چندنفر
مراجع فکر کنم فقط چند نفری که در آن قسمت با من کار می کنند پارتی دارند و بقیه مثل من پارتی ندارند.
تکلیف خانگی:
مراجع را ملزم کردیم استفاده از تمرینهای متنوع برای به چالش کشیدن فرضها و طرحواره های ناکارآمد را تمرین کند.
این تکالیف شامل:انجام تکالیف درجه بندی شده و تمرین مهارتهای حل مسئله هستند.
مشاور: داریم به پایان جلسه نزدیک می شیم من از شما میخام هر چیزی را که طی این جلسه یاد گرفتید جمع بندی کنید و بگید که احساس شما از این جلسه چیه آیا چیزی بوده که شمارو ناراحت کنه یا باعث رنجش خاطرتون بشه؟
مراجع: در این جلسه با فرایند حل مسئله و مراحل آن آشنا شدم . و مشکل خاصی هم وجود نداشت.
برچسب:
نویسنده: یاسر مرادی،امیرحسن ترابی،مریم نجفی