خرید بک لینک

موضوع:مصاحبه ی رفتاری

زمان: ساعت 16 الی 17

تاریخ: 25/1/94

تکلیف : مطالعه ی روش درمان و تکلیف دماسنج خلق.

 

محتوای جلسه:

در جلسه اول ترتیبی داده شد که با مراجع رابطه حسنه ایجاد شود.

مشاور :مایلم قبل از شروع جلسه برنامه امروز را مشخص کنیم ؛یعنی تصمیم بگیریم که امروز میخواهیم چکار کنیم. از این جلسه به بعد این کار را خواهیم کرد.هر هفته وقت محدودی داریم پس ما باید با برنامه ریزی دقیق پیش برویم. (اجرای مجدد پرسشنامه افسردگی بک در ابتدای جلسه، مرور مختصر مسائل جلسه قبل ،صحبت های بیشتر در رابطه با مشکل شما ، ارائه قوانین جلسه و توافق متقابل بر سر منطق درمان واهداف درمان ،وارائه تکالیف خانگی.)

مشاور :خوب هفته گذشته چطور گذشت؟

مراجع :من زیاد حالم خوب نبوده ، احساس می کنم که خیلی ضعیف شده ام.می خواستم از شما بپرسم که دارومصرف کنم؟

مشاور :البته ، طبیعی است که شما بخواهید دارویی برای درمان به شما داده شود، ولی اینگونه مشکلات را نمی توان با دارو از بین برد.

مراجع :ولی چطور ؟ یعنی فقط با حرف زدن حال من را خوب می کنید؟

مشاور :افراد بسیاری از این موضوع تعجب می کنند .ولی می دانید که علل بیماری شما در خود شماست.

مراجع :بله می دانم که این حالتهای من علتی دارد چون مدتهاست که این حالتها در من وجود دارد.

مشاور : شما خودتان هیچ درباره ی اینکه چه عواملی این حالتها را در شما به وجود می آورد فکر کرده اید؟

مراجع :بله ، تمام این هفته را در مورد این موضوع فکر می کردم من می دانم که زندگی شغلی ام زیاد  رضایت بخش نبوده

مشاور :پس من به شما کمک می کنم تا رابطه حالتهای خود را با علل ایجاد کننده ی آنها ببینید وبه همین علت صحبت کردن مهم است.

مراجع :بله حالا منظور شما را می فهمم.من نمی دانم در مورد چه موضوعی با شما صحبت کنم، شما به من بگویید درباره چه مطلبی می خواهید بدانید تا بگویم.

مشاور :شما می توانید در مورد هر فکر و احساسی که در حال حاضر شما را به خود مشغول کرده است صحبت کنید . من به شما برای تجزیه و تحلیل آنها کمک می کنم.

مراجع :یعنی می توانم به کمک شما مشکلاتم را حل کنم و حالم بهتر شود.

مشاور :بله  ، چون شما مشکلات خود را به درستی نمی توانیدببینید نمی توانید آنها را حل کنید .کمک من به شما این است که علت عدم درک مشکلاتتان را به شما نشان بدهم و بدین وسیله شما را در پیدا کردن ناراحتیها و برطرف کردن آنها یاری کنم.

مراجع :این رویه به نظر منطقی می آید . من احساس می کنم که شرایط زندگی ام خیلی سخت است و آینده برایم مبهم است.

مشاور : چه شرایطی دارید؟

مراجع :اگر حالم خوب نشود چه خواهدشد؟حتما دیگر نمی توانم شاد باشم وزندگی ام طوری رقم خوردکه نتوانستم  ادامه تحصیل بدهم.

مشاور :چه رشته ای می خوندید ؟

مراجع : علوم تجربی

مشاور :چطور نتونستید ؟

مراجع :همان سالی که مرا به منطقه ی دور فرستادند برای لیسانس قبول شدم که به علت وضعیت شغلی و روحیه ام نتوانستم درس بخوانم و مرخصی گرفتم.

مشاور :چه وضعیتی داشتید ؟

مراجع :کنترلی بر فکروذهنم نداشتم و همیشه تنها وگوشه گیربودم. با هیچ یک از افراد روستا رابطه نداشتم و هر شب گریه می کردم.

مشاور :قبل ازآن هم گوشه گیر بودید؟

مراجع :از همان روزی که وارد شغلم شدم نابود شدم

مشاور :اکنون ازشغلتان راضی هستید ؟

مراجع :خیر ، اصلا راضی نیستم

مشاور :فکر می کنید که می توانستید به جاهای بالاتر برسید؟

مراجع :بله فکر می کنم بهتر از اکنون می شدم اگر از فرصت هام استفاده می کردم.

مشاور :مثل اینکه اصلا هیچ لذتی از این شغل نمی برید ؟

مراجع :نه تنها لذت نمی بردم بلکه برایم عذاب شده است . تمام فرصتها را از دست داده ام و حقیر شده ام.

مشاور :به زندگی زناشویی هم فکر کرده اید ؟

مراجع :بله گاهی فکر می کنم ولی شرایطم برای زندگی مساعد نیست. زندگی اساسا برای من بی معنی است.

مشاور :چه شرایطی می خواهید؟

مراجع :چه فایده.من که هیچ وقت خوشحال نمی شم. زندگی برای طرف مقابلم هم سرد می شود.

مشاور :به نظرتون حق گرفتنی است ؟

مراجع :فکر نکنم بشه حق رو گرفت

مشاور :پس زندگی شما به بن بست رسیده و احساس می کنید آینده هم برایتان مبهم است و ناراحتی شما باعث می شود که زندگیتان به هم بریزد ؟

مراجع :بله درست است.

مشاور : در این قسمت از جلسه درمانی قصد دارم روش درمانی خودم را به شما معرفی کنم (درمان شناختی  رفتاری) و همچنین توضیحاتی در رابطه با افسردگی و مکانیسم روانشناختی آن ارائه بدم.

 

درمان شناختی  رفتاری

نوع مهارتهایی که ما برای شما ایجاد می کنیم " شناخت   رفتار درمانگری " می نامند.

" شناختی " به افکارمان برمی گردد.

" رفتاری" به اعمالمان برمی گردد.

افسردگی بیشترین تأثیر را بر احساساتمان می گذارد.

با مشخص شدن افکار و اعمال که بر احساساتمان مؤثر است ، ما می توانیم یاد بگیریم  که کنترل بیشتری بر خودمان به دست بیاوریم و خلق مان را ارتقاء ببخشیم ( بهتر شدن) .

 

مثالی برای شما میزنم از اینکه چطور یک فکر می تواند بر بدن مان، رفتارمان و بر خلق مان تأثیر بگذارد.

برای مثال: شما در حال قدم زدن در یک خیابان خلوت هستید و شما متوجه می شوید که یک نفر پشت سر شما بسرعت می آید. او جدی به نظر می رسد، او در حال نگاه کردن به شماست و شما فکر می کنید که او قصد کتک زدن و یا دستبرد به شما را دارد. فوراً، بدن شما، رفتارهای شما و خلق شما به این فکر واکنش نشان      می دهد. شما شروع می کنید به تپش قلب و ریزش عرق و شما یک گره در معده تان به صورت قلنبه احساس می کنید. شما شانه تان را بالا می اندازید و سریع تر قدم  می زنید. شما احساس می کنید عصبی شده اید و ترسیده اید. آن شخص به شما می رسد، و بسرعت قدم زنان از شما عبور می کند، و در طول مسیر دور تر و دور تر می شود. وقتی شما به این نتیجه می رسید که او فقط عجله داشته است آرامش خود را مجددا بدست         می آورید.

افراد دارای افسردگی بالینی عموماً پنج تا یا بیشتر از نشانگان زیر را دارند.

احساس افسردگی یا خلق پایین تقریباً هر روز.

علاقه ایی به چیزی نشان نمی دهند یا قادر نیستند از امور لذت بخش گذشته لذت ببرند.

اشتهاء و یا تغییر وزن (بیشتر خوردن یا کمتر خوردن نسبت به اشتهاء طبیعی).

مشکلات خواب (مشکلات به خواب رفتن، زود بر خواستن، بیدار شدن زود هنگام یا قادر نبودن به ادامۀ خواب و زیاد خوابیدن).

تغییرات در حرکات و راه رفتن(بسیار خستگی پذیر یا کندی بیش از اندازه در حرکات).

بیشتر اوقات احساس خستگی کردن.

احساس گناه و بی ارزشی

مشکلات تفکر، تمرکز و یا تصمیم گیری.

 

اهداف درمان

مشاور:لازم میدونم هدف درمان رو برای شما توضیح بدم.

هدف این درمان ، کنترل افسردگی است و ما برای اینکه شما احساس بهتری داشته باشد روش های مختلفی را به شما آموزش میدهیم.

اینجا چهار هدف وجود دارد که ما می خواهیم به آنها برسیم.       

  1. کمتر کردن احساسات افسردگی است.
  2. کوتاه کردن دوران احساس افسردگی شما.
  3. آموختن شیوه هایی برای پیشگیری یا اجتناب از افسرده شدن دوباره.
  4. احساس بیشتر کنترل بر روی زندگی خودتان.
  5. ما باید مشخص کنیم که انتظار شما در پایان از این جلسات درمانی چیه درخواست شما نباید کلی باشه مثلا اینکه بگید میخام مثل بقیه مردم زندگی کنم ما باید با کمک هم هدف درمان را جزء به جزء تعریف کنیم .

 

تکلیف خانگی

اکنون ما قصد داریم دربارۀ تکلیف جلسه آینده بحث کنیم که شما آنرا در طول هفته آینده تکمیل می کنید و در جلسۀ بعد همراه خود می آورید.

تکلیف شخصی: دماسنج خلق

(به جدول زیر نگاه کنید). این دماسنج به ما اجازه می دهد شدت نشانگان افسردگی یا خلق در پایان هر روز را ارزیابی بکنیم. اکنون با همکاری همدیگر یک نمونه را بر اساس خلق دیروز شما تکمیل میکنیم.

  • این تمرین "دماسنج" نامیده شده است و شما قصد دارید هر هفته آن را کامل کنید. ما می خواهیم بفهمیم که شما  هر روز چگونه احساس می کنید و خلق تان چطور در خلال درمان تغییر می کند.
  • برای کامل کردن، در پایان هر روز، مشخص کنید چه احساسی داشته اید. و یا خلق تان در طول آن روز چطور بوده است. برای مثال، اگر آن "بدترین" بوده پس شما دایرۀ شماره 1 را علامت می زنید،اگر آن معمولی بوده شما باید دایرۀ شماره 5 را و اگر آن "بهترین" بوده پس شما می توانید دایرۀ شماره 9 را بزنید. اجازه بدهید یکی را بصورت تمرینی برای خلق دیروزتان تکمیل کنیم.

کامل شده آن را هفته آینده به جلسه بیاورید تا ما بتوانیم بر روی آن بحث کنیم. 

 

 

Mood Thermometer

دماسنج خلق

جمعه

پنج شنبه

چهار شنبه

سه شنبه

دوشنبه

یکشنبه

شنبه

تاریخ

9

9

9

9

9

9

9

بهترین

8

8

8

8

8

8

8

خیلی بهتر

7

7

7

7

7

7

7

بهتر

6

6

6

6

6

6

6

بهتر از معمول

5   *

5   *

5

5

5

5

5

عادی

4

4

4   *

4   *

4

4

4

بد از معمول

3

3

3

3

3

3

3

بدتر

2

2

2

2

2   *

2

2

خیلی بدتر

1

1

1

1

1

1   *

1   *

بدترین

 
 

مشاور: داریم به پایان جلسه نزدیک میشیم من از شما میخام هر چیزی را که طی این جلسه یاد گرفتید جع بندی کنید و بگید که احساس شما از این جلسه چیه آیا چیزی بوده که شمارو ناراحت کنه یا باعث رنجش خاطرتون بشه؟

مراجع:خب تو این جلسه شما روش درمان برام توضیح دادین ،قوانین و مقررات درمان فهمیدم ،آخر کارم یه تکلیف ارائه دادین برای جلسه بعد هیچ مشکل خاصی هم نبود که بخواد منو ناراحت کنه.

مشاور: آیا شما سؤالی یا نظری دربارۀ آنچه که امروز ما دربارۀ آن صحبت کردیم ندارید؟

مراجع:نه سوالی ندارم.

مشاور :موفق باشید

تا درودی دوباره بدرود

 

برچسب: نویسنده: یاسر مرادی،امیرحسن ترابی،مریم نجفی تاريخ: 20 ارديبهشت 1394 ساعت: 1:5

صفحه بندی